اگر...
اگر...
اگر به جای ساعت ها تماشای فیلم های رزمی ، در یک باشگاه ثبت نام کرده بودیم....
اگر به جای تماشای سریال ها و فیلم های ی مختلف ، برنامه های مستند علمی و آموزشی مشاهده میکردیم...
اگر به جای خواندن زیر نویس فیلم ها و سریال های گوناگون ، کتاب های مختلف را خوانده بودیم...
اگر به جای انجام بازی های رایانه ای ، تمرین تایپ کردن انجام میدادیم و یا نرم افزار های کاربردی را یاد میگرفتیم...
اگر به جای نشستن در گیم نت ها و کافی نت ها وقت خود را در کتاب خانه ها گذرانده بودیم...
اگر به جای تلفن زدن ها و پیامک بازی های نابه جا و بی مورد ، نماز خود را میخواندیم و صفحاتی از قرآن را تلاوت میکردیم...
اگر به جای وب گردی های بیهوده ، مطالب چند سایت شاخص علمی و اخلاقی و آموزشی را دنبال میکردیم و یا در دوره های آموزش مجازی شرکت میکردیم...
اگر به جای بیهوده سپری کردن وقت کلاس ، مطالبی که معلم میگفت را خوب گوش میدادیم...
اگر به جای تماشای لیگ های داخلی و خارجی مختلف ، واقعا کمی خودمان ورزش میکردیم...
اگر به جای هدر دادن پول خود برای خرید وسایل غیر ضروری ، کمی پول پس انداز کرده بودیم...
اگر به جای گوش دادن به موسیقی های مبتذل و بی معنی ، به سخنرانی های پر محتوای علمی و اخلاقی گوش می سپردیم...
اگر به جای بیهوده سپری کردن وقت های اندک و به اصطلاح مرده ی خود ، از آن ها برای یاد گیری لغات و دستور یک زبان دیگر بهره میبردیم...
مطمئنا ما الان انسان دیگری بودیم و دنیا نیز تعریف دیگری برایمان داشت...
بیایید کاری کنیم که دیگر این اگر ها اتفاق نیافتند...
بیایید دوباره بشویم...
امیدوارم شعار زندگی ات باشد