پند لویی پاستور

 در هر حرفه‌اي كه هستيد، اجازه ندهيد با بدبيني‌هاي بي‌حاصل، آزرده شويد و نگذاريد بعضي لحظات تاسف‌بار كه ناگزير براي هر ملتي پيش مي‌آيد، روحيه خوب شما را به يأس و نااميدي بكشاند.

 در آرامش حاكم بر آزمايشگاه‌ها و كتابخانه‌هايتان زندگي كنيد، نخست از خود بپرسيد:

من براي كشور خويش چه كرده‌ام؟

 و اين پرسش را آن‌قدر ادامه دهيد تا به اين احساس شادي‌بخش و هيجان‌انگيز برسيد كه شايد سهم كوچكي از پيشرفت و اعتلاي بشريت داشته‌ايد! 

 علي‌رغم هر گونه پاداشي كه در برابر تلاش‌هايتان در زندگي دريافت مي‌داريد، بايد در انتهاي هر مرحله بتوانيد با جسارت و صداي بلند تكرار كنيد:

آنچه در توان داشته‌ام، انجام داده‌ام.


بخشی از وصیت نامه لویی پاستور

اگر...

اگر...

اگر به جای ساعت ها تماشای فیلم های رزمی ، در یک باشگاه ثبت نام کرده بودیم....

اگر به جای تماشای سریال ها و فیلم های ی مختلف ، برنامه های مستند علمی و آموزشی مشاهده میکردیم...

اگر به جای خواندن زیر نویس فیلم ها و سریال های گوناگون ، کتاب های مختلف را خوانده بودیم...

اگر به جای انجام بازی های رایانه ای ، تمرین تایپ کردن انجام میدادیم و یا نرم افزار های کاربردی را یاد میگرفتیم...

اگر به جای نشستن در گیم نت ها و کافی نت ها وقت خود را در کتاب خانه ها گذرانده بودیم...

اگر به جای تلفن زدن ها و پیامک بازی های نابه جا و بی مورد ، نماز خود را میخواندیم و صفحاتی از قرآن را تلاوت میکردیم...

اگر به جای وب گردی های بیهوده ، مطالب چند سایت شاخص علمی و اخلاقی و آموزشی را دنبال میکردیم و یا در دوره های آموزش مجازی شرکت میکردیم...

اگر به جای بیهوده سپری کردن وقت کلاس ، مطالبی که معلم میگفت را خوب گوش میدادیم...

اگر به جای تماشای لیگ های داخلی و خارجی مختلف ، واقعا کمی خودمان ورزش میکردیم...

اگر به جای هدر دادن پول خود برای خرید وسایل غیر ضروری ، کمی پول پس انداز کرده بودیم...

اگر به جای گوش دادن به موسیقی های مبتذل و بی معنی ، به سخنرانی های پر محتوای علمی و اخلاقی گوش می سپردیم...

اگر به جای بیهوده سپری کردن وقت های اندک و به اصطلاح مرده ی خود ، از آن ها برای یاد گیری لغات و دستور یک زبان دیگر بهره میبردیم...

مطمئنا ما الان انسان دیگری بودیم و دنیا نیز تعریف دیگری برایمان داشت...

بیایید کاری کنیم که دیگر این اگر ها اتفاق نیافتند...

بیایید دوباره بشویم...

لطفا پول سفارشات خود را به همراه داشته باشید!

تصور کنید فردی گرسنه و بیرون از منزل است. بنابراین تنها راهی که برای پاسخ به نیاز گرسنگی خود پیدا میکند ، رفتن به یک رستوران و سفارش دادن غذاست. تا به اینجای کار همه چیز عادی است ، اما تصور کنید شخص مورد نظر هیچ پولی به همراه ندارد و با علم به این که پول ندارد قدم به رستوران میگذارد و سفارش یک پرس غذای عالی را نیز میدهد!

برداشت شما از چنین فردی چیست؟

حال تصور کنید دانش آموزی در رویای خود می بیند که در یک سمینار علمی در حال سخنرانی برای جمعی از مشتاقان علم است و مقاله ی او مورد استقبال و تقدیر حضار قرار میگیرد. چه رویای خوبی! اما به ادامه ی ماجرا توجه کنید.

این دانش آموز صبح ها به سختی از خواب بیدار میشود و به مدرسه میرود. تکالیف مدرسه را انجام نمی دهد. به راهنمایی های  معلمان و دوستان و خانواده نیز اهمیتی نمیدهد. اصلا حال درس خواندن ندارد! در کنکور هم جزو همان سیاه لشگر معروف است! اما هنوز هم همان رویا را در سر دارد!

 برداشت شما از چنین فردی چیست؟

باز هم تصور کنید فرد چاقی قصد کم کردن وزن خود را دارد تا لاغرتر شود و به اندازه متناسب برسد ،  لباس ها یه تن او بیایند و دیگر نگران قند و کلسترول نباشد و دیگر با بالا رفتن از پله ها و یا کمی تند راه رفتن به نفس نفس نیافتد. اما همین فرد را میبینیم که نهار و شامش در حد یک نفر نیست! ورزش را که دیگر نگو ، کلی زحمت دارد! کنترل تغذیه هم که اصلا مهم نیست! اما خوب لاغر شدن خیلی خوب است!

 برداشت شما از چنین فردی چیست؟

در همه ی مثال های بالا هر فردی خواسته ای داشت. آرزوی او، خواسته ی او ، درست مثل سفارش غذاست. اما همه ی آن ها برای رسیدن به آرزوهای خود یا همان سفارش خود تلاشی را هزینه نمیکنند.

تلاش شما پول سفارش شماست. چطور ممکن است با جیب خالی به رستوران بروید و یک پرس غذای مخصوص رستوران را نیز میل کنید؟ چطور ممکن است جزو سیاه لشگرها باشی اما برنده ی مقاله ی علمی سال شوی؟ چطور ممکن است انواع شیرینی ها و چربی ها مهمان هر روزه ی معده ی شما باشند ، اما از اندامی متناسب برخوردار باشید؟ بدون نخود و لوبیا و عدس و سبزی و رشته، آش درست نمیشود. بدون پول سفارش دادن غذا دیوانگی است. بدون مرتب درس خواندن ، ذوق و شوق یادگیری داشتن ، قبولی در کنکور شانسی است! بدون داشتن یک برنامه متناسب غذایی و ورزش منظم ،  پوشیدن لباس های سایز پایین رویایی بیش نیست! رسیدن به موفقیت نیز یک سفارش کلی برای زندگیتان است. رسیدن به موفقیت شغلی ، موفقیت تحصیلی ، موفقیت در ازدواج ، موفقیت در ارتباط برقرار کردن با دیگران ، موفقیت در مبارزه با بدی های اخلاقی و...همه و همه سفارشی برای یک مرحله از زندگیتان و یا کل زندگیتان است. ولی فراموش نکنید که سفارش بدون پول فایده ای ندارد! پس لطفا پول سفارشات خود را به همراه داشته باشید!


منبع : مجله ی موفقیت ، شماره ی 172 ، چاپ نیمه ی اول شهریور 1388 صفحه ی 19 ، سولماز حقانی

آسمان فرصت پرواز بلند است...

آسمان فرصت پرواز بلند است...قصه این است چه اندازه کبوتر باشی...

زندگی کی شروع میشود؟

 

برنده و بازنده

شروعی دوباره...


سلام علیکم

همه ما انسان ها مسلما در گذشته خطاها و اشتباهاتی را مرتکب شده ایم و در زندگی مشکلاتی داریم میل قلبی همه ی ما هم جبران اشتباهات پیشین و رفع مشکلات اکنون است و این امر هم مستلزم یک چیز است و آن چیز  اراده ایست  قوی به همراه یک تصمیم قاطعانه

هدف این وبلاگ هم جز یاری رساندن شما برای تقویت اراده و اتخاذ تصمیم برای عبرت گرفتن از گذشته لذت بردن از حال و ساختن آینده ای بهتر نیست.

برای تحقق بخشیدن و به کار بردن دستور العمل (از گذشته عبرت بگیر از حال استفاده کن وبه فکرساختن  آینده  باش) در زندگی می بایست روش این کار را بیاموزیم و مراحل آن را طی کنیم.

قدم اول همانا ...

ادامه نوشته

منظم تر باش با برنامه ریزی!


چگونه برنامه ریزی کنیم؟

برنامه ريزي يعني اين كه براي انجام دادن كارهاي خود، يك نقشه و يا طرح تهيه كنيم تا براساس آن، با صرف وقت و انرژي كمتر به هدف هاي مورد نظرمان دست پيدا كنيم.

كسي كه برنامه ريزي ندارد، با بي نظمي، نتيجه زحمات خود را به هدر خواهد. انسان هاي موفق افراد منظمي هستند و براي زندگي خود برنامه دارند...

فکر میکنی برنده ای یا بازنده؟

برنده و بازنده

**********************

برنده : متعهد میشود .

بازنده : وعده میدهد.

**********************

برنده : به بررسی دقیق دقیق یک مشکل می پردازد.

بازنده : از کنار مشکل گذشته و آن را حل نشده رها میکند.

**********************

برنده : به افراد برتر از خود احترام میگذارد وسعی میکند از آنان چیزی بیاموزد.

بازنده : به افراد برتر از خود خشم ونفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.

**********************

برنده : گام های متعادل برمیدارد.

بازنده : دو نوع سرعت دارد یا خیلی تند یا خیلی کند.

**********************

برنده : ارز یابی های درست از توانایی های خود داشته و هوشمندانه از نا توانایی های خود آگاه است.

بازنده : از توانایی ها و نا توانایی های واقعی خود بی بی خبر است.

**********************

برنده : مشکلات بزرگ  را به اجزای کوچکتر تفکیک میکند تا حل آن آسان گردد.

بازنده : مشکلات کوچک را آن چنان بزرگ میکند و به هم می آمیزد که دیگر قابل حل شدن نیستند.

**********************

برنده : میداند که چطور میتوان جدی بود بی آنکه خشک و  رسمی باشد.

بازنده : غلبا خشک است زیرا فاقد توانایی جدی بودن است .

**********************

برنده : در هر شرایطی تعادل و آرامش خود را حفظ میکند.

بازنده : هنگامی که از دیگران عقب بماند  تندخو و خشن میشود و اگر جلوتر از دیگران باشد بی احتیاطی می کند.

(تنبلی دزد آرزوهاست)

پنج پند حضرت داود علیه السلام

1- خداوند کسب علم را در کوشش و تلاش نهاده اما انسان ها آن را در آسانی و تنبلی می جویند و نمی یابند.

2- خداوند عزت را در فرمان برداری خویش نهاده اما مردم آن را در خدمت به پادشاهان می جویند و به آن نمی رسند.

3- خداوند ثروت وبی نیازی را در قناعت نهاده و آنان آن را در کثرت مال می جویند و نمی یابند.

4- پروردگار رضایت و خشنودی خویش را در خشم با نفس سرکش نهاده و آنان آن را در رضایت نفس می جویند و نمی یابند.

5- و سرانجام اینکه خداوند لذت و راحتی مطلق را در بهشت نهاده و انسان آن را دردنیا می جوید پس به آن نمی رسد.