فلسفه ی جهنم

همه ی ما با قلبی پاک و صیقل خورده بدین دنیا پا می نهیم.
همان طور که همه قبول داریم و میدانیم قلب خانه ی خدا یا همان حرم خدا است.
ماهمان طور که خانه ی خود را پاک وتمیز نگه میداریم میباست به پاکیزگی خانه ی خداوند که همان قلب مان باشد نیز توجه کنیم وسعی کنیم تا با گناه و معصیت آن را آلوده نکنیم...
اما متاسفانه گاهی ما توجه خود را نسبت به حرم خدا از دست میدهیم و نسبت به حفظ پاکیزگی آن بی توجه میشویم در نتیجه قلب پاک و صیقل خورده ای که خداوند در بدو تولد به ما اعطا کرده را با غبار گناه وعصیان آلوده و کدر میکنیم در این صورت ما باید به فکر یک نظافت اساسی باشیم میبایست در فرصت عمر قلب خویش را از غبار گناه و معصیت پاک کنیم و دوباره قلب خویش را صیقل دهیم.
اگر توانستیم که قلب خویش را در این فرصت عمر صیقل دهیم که خوشا به حالمان...ولی اگر نتوانیم...
اگر ما نتوانیم قلب خویش را صیقل دهیم و غبار معصیت را از روی آن پاک کنیم خداوند خود آن را انجام خواهد داد در کارگاهی که مخصوص صیقل دادن قلوب ناپاک است که نام آن جهنم است...بلی جهنم....اگر تسلیم دین خدا شده باشیم و به عبارتی مسلمان بوده باشیم غبارها و آلودگی های روی قلبمان قابل پاک کردن خواهد بود و ما پس از پاکیزه شدن اجازه ی حضور در بهشت را خواهیم یافت اما اگر راه شرک و بت پرستی پیش گرفته باشیم و کافر به دین مبین اسلام از دنیا رحلت کرده باشیم تمام جرم ها و کدورت های ناشی از عصیان را به درون قلب خویش راه داده و آن ها را جزئی از ساختار قلب خود کرده ایم و خداوند نیز از قلوب ما بیرون رفته است در این صورت پاکسازی بر روی قلب ما اثری نخواهد داشت بنابراین میبایست تا ابد و ابدیت در جهنم باشیم.....
البته مسلمانان نیز کم در جهنم عذاب نخواهند چشید...
پس بیایید از موهبت زنده بودنمان کمال بهره را ببریم و قلب خویش را از غبار عصیان وگناه پاک کنیم تا نیازی به کارگاه پاک سازی خداوند نباشد...
بیایید تا دوباره بشویم...
امیدوارم شعار زندگی ات باشد